زندگی را دوست دارم
نه در قفس,
عشق را دوست دارم
نه در هوس
تو را دوست دارم ,
تا آخرین نفس.

سلام خدمت دوست جونای گلو با معرفت خودم حالتون خوبه ؟بگید بله.خوش میگذره.دستتون خیلی خیلی مرسی از بابت متنها .راستی یه مژده میخواستم بدم حالا اگه دوست داشتید آخره متنارو بخونید.
ازافسانه خانوم شروع کنیم که اول اسمش با آ شروع شده.
سیبی اگر بود به دو نیمش میکردم نیمی از آن تو و نیمی از آت من
خند های اگر بود به دونیمش میکردم نیمی از آن تو و نیمی از آن من
اگر غمی بود سهمی نداری همه را می مکیدم تا آخرین نفس
اینم از داداش آریان گل خودم که خیلی زحمت کشیده و به من متن داده.
چهره ای دیدم که به هزار چهره در می آید و چهره ای که همیشه در یک قالب بود .
چهره ای دیدم که توانستم درون پنهان زشتش را دریابم و چهره ای که چون نقاب
رویش را برداشتم ، زیبایی بی نظیر درونش را مشاهده کردم .
چهره ای پیر دیدم که چین و چروکش از پیغام تهی بود و چهره ای صاف که همه چیز
بر آن نقش بسته است .
من چهره ها را می شناسم زیرا از ورای آن چه دیدگانم می بافند به آنان می نگرم تا
حقیقتی که پشت آن هاست را ببینم !
حالا یکی از با معرفتای بلاگفارو میخوام بگم منظور آجی عسل.
با خود می اندیشم که
ایا عشق توضیح تمامیت وجود است؟
ایا عشق مرکز ثقل حقیقت است؟
سالها می پنداشتم که حقیقت مرکز ثقل عشق است
و شک ندارم که چنین است
اما عشقی که خود مرکز ثقل است که خود همه ی هستی است . حقیقت نیز هست
اما عشق و مهربانی یکی نیست! عشق یگانگی است
پس عشق مهربانی و یاری نیست
عشق قسمت کردن تفاهم است
این یکی از طرف مامان عروس عسلی جون به افتخارش یه کف مرتب.
هرجا باشم هرجا باشی نمیشه ازم جداشی
اینم سارا دختر طوفانی گل که یکم بی معرفت شده من نمی دونم از من خوشش نمیاد یا حوصله نداره که سر بزنه.
شرح پريشاني
دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد داستان غم پنهاني من گوش كنيد
قصه بي سر و ساماني من گوش كنيد گفت و گوي من و حيراني من گوش كنيد
شرح اين آتش جان سوز نگفتن تا كي؟ سوختم سوختم اين راز نهفتن تا كي؟
روزگاري من و او ساكن كويي بوديم ساكن كوي بت عربده جويي بوديم
عقل و دين باخته ديوانه رويي بوديم بسته سلسله سلسله مويي بوديم
كس در آن سلسله غير از من و دل بند نبود
يك گرفتار از اين جمله كه هستند نبود
این دوتا هم که عشقولانه های خود مونن به افتخار مرقان عشق.سمیه و محسن
در شبهاي من پس از تو ماهي نخواهد بود
دنيا را زغم دلم آگاهي نخواهد بود
نگاه معصومت از نظر پنهان نخواهد بود
در ابر چشمانم دگر باران نخواهد بود
بي تو در سينه ديگر نفسي نخواهد بود
دنيا برايم جز قفسي نخواهد بود
بي تو ديگر در باغچه ها ياسي نخواهد بود
در دل غمگين من احساسي نخواهد بود
بي تو ديگر كسي با قلبم هم صدا نخواهد بود
با كوچه هاي تنهاييم كسي آشنا نخواهد بود
نوبتی هم باشه نوبته هم شهریه خودمه البته فعلا با هم همشهری هستیم.مجتبی میر هادی و میگم
یه پرستوی مجنون همیشه دوست داره پرواز کنه
تا به اوج زیباییها دست پیدا کنه
برسه به اونجایی که بهش میگن بهشت
آره بهشتی که اون سالهای زیادی رو صرف کرده٬ تا به
اون برسه
بهشتی که مجنون از حُزن جنون٬ به سرور جنان میرسه
این پرستو قرار میذاره ٬تا با بالی که از اون به یادگار
میمونه خدا حافظی کنه
با هزار امید و آرزو کوله باری از عشق رو جمع می کنه٬
تا راه بیافته
اما دریغ از راهی که هیچ وقت٬ پایانی نداره
اون حرکت می کنه به سوی سرزمین خوشبختی
اما سیاه صیاد....٬ اسمی که اونو همیشه می ترسونه٬دیگه
اذیتش نمی کنه
چشمش پر شده از آمال و آرزوهاش
راهیه٬ بی راهی میشه٬جایی که به نا کجا ختم میشه
شاید اگه اون بدونه چه عاقبتی در انتظارشه
هیچ وقت نمی رفت
اما اون٬با امید رفت و سالهاست٬که دیگه هیچ کس از
اون پرستو خبر نداره
دیگه هیچ کس نغمه های زیبای طنین انداز٬آواز پرستو رو
نشنید
اون با عشق رفت٬رفتنی که از برگشتن٬محروم بود
به به آیلار خانوم خیلی خوش اومدین بفر مایید الان آقا سعید هم میان.
سردی دستاتو ازت می گیرم تا گرم شن غربت چشاتو ازت می گیرم تا خودم غریب شم
سردی نفست رو ازت می گیرم تا بتونی نفس بکشی دلتنگی هاتو ازت می گیرم تا به اون بهونه هم دلتنگت بشم هم دلتو ببینم ، اما دلتو نمی تونم ازت بگیرم!
پس دلمو بهت میدم تا به تلافی دلتنگی هات داغونش کنی،
اما قبلش ازت میخوام خونه ی خودتو اون تو خراب نکنی...........
اینا هم که عشاق خجالتی هستن ولی نمی دونم چرا گفتن کناره متن ما یه چهرهی ناراحت وغمگین بزار.
دوستت دارم
به جنگل هاي بهاري و به مستي
به آن عهدي که با قلبم بستي
بدان اي نازنين تا زنده هستم
تو را دوست دارم و مي برستم
پس
دوستت دارم
نه براي آنچه که هستي
بلکه براي آنچه که هستم
وهنگامي که با توام
دوستت دارم
نه تنها براي آنچه که از خود ساخته اي
بلکه براي آنچه که از من مي سازي
دوستت دارم
چون به هيچ تماسي , کلامي و يا اشاراتي
به اين کار توانا نگشته اي
چون خود بوده اي
شايد دوست داشتن در نهايت
به همين معنا باشد
اینم که عطیه خانوم گل من هر وقت اسمش میاد یاد خالم میفتم.
از بس که آسمان دلم ابريست
حالا دوست خودم آقا بنیامین یکی از معروف ترین وبگردا.
love is a wide ocaan that joins two shores
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل را به یکدیگر پیوند میدهد
این متن خوشکلو آموزنده هم برای المیرا جون خودمه.
خرسند شدیم که امروز رنگه دگر است
نه رنگ دیروز
تا شب نشده رنگ دگر شو
گفتا از این نکته هزار نکته بیاموز
فریاد زدیم که چرخ گردون
لیلا تو نداده ای به مجنون
فریاد بر آمد انکه خاموش
کم داد اگر نگیرد افسوس
خاموش شدیمو در خموشی
رفتیم سراغ می فروشی
فر یاد زدیم دوای ما کو
گویند دواست باده نوشی
هوشیار شدیم اگر که مد هوش
این بار گران بگیریم از دوش
آرام کناره گوش ما گفت:
این بار گران تو مفت مفروش
از خود به کجا شوی تو ÷نهان
از خود به کجا شوی گریزان
بیداری دل چنین مخوابان
سخت امده است مبخش اسان
هوشیار شدیم از این که هستیم
رفتیم و در میکده بستیم
با خود به سخن چنین نشستیم
ما باده نخوریم و مستیم
مسجد سر راه از آن گذشتیم
بر روی درش چنین نوشتیم
((در میکده هم خدای بینی. با مرد خدا اگر نشینی))
این یکی از طرف شیوا جوونه به افتخارش بترکونید.
فاصله ها را نمی توان از بین برد
ولی گر می توانی من را از بین ببر
چون تحمل این فاصله ها را ندارم
دستت درد نکونه داداشی گلم آقای احسان ولی متنت یکم طولانی بود .
قصه آ شنايي من و ...
من به خاطر دارم،
كه در آن روز پر از عشق و صفا
اولين بار سر راه نسيم ،
روبه روي كوچه
تو مرا محو نگاهت كردي
و به خاطر دارم،
كه در آن وقت مه آلود قشنگ،
ناگهان زير پل عاطفه ها
قطره قطره باران،
روي دلهاي پر از مهر و صفامان باريد
من تمام ذهنم نفس و هوش ودلم
مولكو لهاي وجودم،
همه در چشم تو سوسو ميزد
و تو هم منتظر يك لبخند
و من اما انگارمحو و خاموش
فقط مات نگاهت بودم
و تو گفتي آهاي دختر خوب
اسمت چيست؟
و نگاهت كردم
پس تو لبخند زدي و دوباره گفتي
آمدم بين گل شبوها،
كه ببينم نيست اينجا عشقي كه مرا تا لب عرفان ببرد
و تو لبخند مرا فهميدي،
بعد گفتي اي واي
باز هم يادم رفت
دست خود را به سويم آوردي
وتو فرياد زدي با صدايي زيبا
دختر عشق سلام
بعد آواي صدايت دل من را وا كرد م
من به سويت نگران رو كردم
سرد وبي روح جوابت داد سلام
بعد هم از نگهت بر گشتم
تا لب خانه خود من رفتم
و تو گفتي نامت
من جوابت دادم
دختر شبوها
و از آن روز دگر مادر پير زمان
نام زيباي تو را بر دل پر ز صفايم حك كرد
اینم متن آبجی فاطیما وآبجی یاسی گل خودم.
مي نشينم
به تماشاي شب
و باد
دستان خيسش را بر پيشاني ام
مي گذارد...
در مه
چقدر ساده مي توان
بي دغدغه
سر بر سجود كوه نهاد و
آرام گريه كرد!...
این متنه خوشکل مال کیه؟اگه گفتین؟معلومه برای همیشه بهاره ولی من نفهمیدم که پسر یا دختر.
اي سپيده صبح از چشمانت دانه هاي شبنم بلورين را به وديعه مي گيرم و با آن قلب غبار گرفته آرزو هايم را پاك مي كنم تا دلم روشنايي حضور و در حريم ملكوت به پرواز در آيد.
اینم متن دوتا از گلهای بلاگفا یعنی ناهیدو محدثه.
گوش کن جاده صدا می زند از دور قدم های ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلک ها را بتکان
کفش به پاکن و بیا
و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمانی روی کلوخی بنشیند با تو
و خرامیده شب اندام ترا
مثل یک قطره آواز به خود جذب کند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت:
«بهترین چیز رسیدن به نگاهی ست که از حادثه ی عشق تر است
این برای مریم خانوم پرواز عشقه آجی گل خودم.
در زندگی حرف هایی هست که فقط باید بلعید...
نوبتی هم باشه نوبت داداشی مرصاد گل خودمه.
میگم که یه دیوونه عاشق هستم که تو بچه گی عاشقر شدم
این عشقولانه هم برای مرسده جونه گل خودمه.
امشب هم...
از تنهايي
خط هاي ممتد جاده را ميشمرم
سكوت اين دشت هم
آواي زيبايي دارد...
من ماه را دست گرفته ام
وتو
چشمانت را به شب داده اي
تا سپيده
فقط چند ستاره مانده...
رويايم را محكم به قلبم فشار ميدهم
امشب هم كه به آسمان نگاه ميكنم
چشمانت...؛
چشمانت افسون ميكند...
این یکی عشقولانه برای میترا خانومه خنجری بر سینه هستش.
فهمیده ام که بزرگترین چالش زندگی این است که تصمیم بگیری مهم ترین چیز در زندگی کدام است و سپس سایر چیز ها را فراموش کنی. · فهمیده ام که ساده ترین کارها نیز می تواند با معنی باشد اگر آن را با روحیه و نیت درست به انجام برسانی. · فهمیده ام که بدترین رنج ها، مشاهده رنج دیگران است. · فهمیده ام که اگر به دنبال خوش بختی باشی، خوش تختی از دست تو فرار می کند. اما اگر به دنبال خانواده، بر آوردن نیازهای دیگران، کار خودت، ملاقات افراد جدید و خوب بودن باشی، خوش بختی به سراغ تو خواهد آمد. · فهمیده ام که آدم ها به آن اندازه خوش بخت می شوند که اراده کرده باشند. · فهمیده ام که لذت بردن از موفقیت ایرادی ندارد ولی نباید آن را در بست باور کرد. · فهمیده ام که تجربه کردن شگفتی زندگی در چشمان یک کودک، لذت بخش ترین حس زندگی است. · فهمیده ام که زندگی یک مرد دارای چهار دوران است: زمانی که به بابانوئل اعتقاد دارد، زمانی که به بابانوئل اعتقاد ندارد، زمانی که نقش بابانوئل را بازی می کند و زمانی که قیافه اش مثل بابانوئل می شود. · فهمیده ام که فراموش کردن خطا و به خاطر سپردن لطف دیگران هر دو به یک اندازه مهم هستند. · فهمیده ام که وقتی از افرادی که دوستشان دارید جدا می شوید، بهتر است آخرین کلماتتان محبت آمیز باشد چرا که ممکن است این آخرین باری باشد که آن ها را می بینید. · فهمیده ام که درک راه درست به مراتب نیاز به خلاقیت بیشتری دارد تا تشخیص را نادرست. · فهمیده ام که جایگاه و موقعیت را می توان خرید ولی احترام را باید کسب کرد. · فهمیده ام که اکثر مردم در برابر تغییر مقاومت می کنند و این در حالی است که تنها راه پیشرفت، تغییر است
این متن کوچیکو پر معنی هم برای آبجی گلم نانی احمدیه که چند روز پیش تولدش بود از همین جا همه به هم بگید تولدش مبااااااارک.
Zendegi ejbar ast ... Marg entezar ast ... Eshgh 1 bar ast ... Jodaii doshvar ast ... Vali yade to tekrar ast!!!
این متنم برای هلیاست که خیلی دوست داشت به داداشش کمک کنه.
هيچ زمان به مفهوم واقعي خوشبختي پي نبردم و اصولا فكر ميكنم خوشبختي واژه اي بيش نيست شايد زماني مي خواستم چيزهايي را به دست آورم ولي خوب بالاخره چي , آيا مگر سرنوشت همه ي ما مثل هم نيست و انتهايي آن در عمق گوريي تاريك و سياه پس اين همه تلاش و تكاپو براي چيست , تلاشي كه ثمره اش جز خستگي روحي و فكرهايي عذاب آور چيزي بيش نبوده است پس چرا كه ما ناخواسته قدم به اين دنيايي رنگارنگ و تو خالي گذاشته ايم و هر دم از بيهوده بودنش و واهي بودنمان داد و سخن ميگوييم نمي رويم چرا كوچ نمي كنيم , و رخت سفر نميبنديم و به ديار خموشان و آسايش گام نمي گذاريم . اي كاش جواب اين چرا ها رو ميدانستم !!!!!این یکی عشقولانه برای نازیلاست همون که خونش تو ویلاست.
ومن اشك هايم را...
بر دامان پاكش مي ريزم.
نيم نگاهي به تو مي اندازم،
مات و مبهوت مي ماني.
گويي خدا را نمي شناسي؟!؟
پس چرا خيال كردم از بهشت آمده اي؟
این متن خوشکل هم برای آبجی گلم روژان جونه.
قفس داران سكوتم را شكستند
دل دائم صبورم را شكستند
به جرم پا به پاي عشق رفتن
پر و بال عبورم را شكستند
مرا از خلوتم بيرون كشيدند
چه بي پروا حضورم را شكستند
تمنا در نگاهم موج مي زد
ولي روياي دورم را شكستند
نوبتی هم باشه نوبته یکی از با معرفتای بلاگفاست منظورمو که میدونید آجی روشنک(تو را من چشم در راهم).
شمعها به آرامي ميسوختند . فضا به قدري آرام بود كه مي توانستي صحبتهاي آنها را بشنوي. شمع اولي گفت: من دوستي هستم! با اين وجود هيچ كس نميتواند مرا براي هميشه روشن نگه دارد . من معتفدم كه از بين ميروم. پس شعله اش به سرعت كم شد و از بين رفت.
شمع دومي گفت: من اراده هستم. با وجود اين من هم ناچاراً مدت زيادي روشن نميمانم. بنابراين معلوم نيست كه چه مدت روشن باشم. وقتي صحبتش تمام شد نسيمي ملايم بر آن وزيد و شعله هاش را خاموش كرد.
شمع سوم با ناراحتي گفت: من عشق هستم و آن قدر قدرت ندارم كه روشن بمانم. مردم مرا كنار ميگذارند و اهميت مرا درك نميكنند، انها حتي عشق ورزيدن به نزديكترين كسانشان را هم فراموش ميكنند و كمي بعد خاموش شد.
ناگهان پسري وارد اتاق شد و شمعهاي خاموش را ديد و گفت: چرا خاموش شده ايد؟ قرار بود تا ابد روشن بمانيد و با گفتن اين جمله شروع به گريه كرد. پس شمع چهارم گفت: نترس تا زماني كه من روشن هستم ميتوانيم شمعهاي ديگر را روشن كنيم.
من اميد هستم.
پسرك با چشماني درخشان شمع اميد را برداشت و شمعهاي ديگر را روشن كرد
اینم که سمیرا جون دوست گلمه من خیلی دوستش دارم ولی انگار اون به من حساسیت داره همین منو میبینه تنش دونه میزنه.
شکوه و عظمت دنیا
هم چون حبابی است بر روی اب
که بزرگ و بزرگتر می شود وهر دم بر
وسعت ان افزوده می شود و سر انجام در نهایت
بزرگی نیست و پوچ می شود .
این متن هم برای سارا جون آبجی با معرفت خودم.
و تنها افراد می توانند دوست خود باشند.
نمی توانی دوست کس باشی که با او معنا می یابی.
این دوستی نیست!!!
یا تحت تسلط اویی یا مسلط بر او.
این رابطه مالک و ملوک است
صاحب و برده است و ...
دوستان هرگز مالک یکدیگر نمی شوند.... هرگز!!!
اینم متن یکی از اون هزاران ستارهی اسمون که افتخار دادن.
*** برای اینکه پرتو پامچال به من برسد ناچار باید شبی را پاره کندکه قلبم را محصور نموده است.هرچیز.هر اندازه حقیر معجزه ای می نماید این معجزه ها مرا خسته نمی کند اگر چه توان یافتن توضیحی را ندارم که چرا گاهی چیزی وجود ندارد و گاهی همه چیز هست... روزی را به سان پامچالی زیستن بهشتی یک روزه خواهد بود...***
این یکی برای سارا خانوم پور احمدیه دستو برید تو کارش.
كسي ام كه آن را هرگز به جنگل وا نداشتميكي از آنان با زمستان زمين باز گشت
سوسك هاي شاخدار فعال نيش زن مانع شدند
يا رودخانه هاي ترسناكي جلوگيري كردند كه مانع سر نوشتم بودند
اين است جنگل
بيشه اي آسوده خاطر است
اینم برای یاسمن خانوم گل و گلاب آبجی خودم.
همه گویند که عاشق اویم
گرچه می دانم همه عاشق اویند
لیک می ترسم
یارب
نکند راست بگویند ( اخوان )
این یکی برای تینا جون دختر خوب بابا ویکی از باحالای روزگار.
خدايا به هر كه دوست ميداري بياموز كه عشق از زندگي كردن بهتر است
و به هركه دوستتر ميداري بچشان كه كه دوست داشتن از عشق برتر است
آري اين آغاز دوست داشتن است, گرچه پايان راه ناپيداست, من به پايان دگر نيانديشم, كه همين دوست داشتن زيباست.
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
این دوتا عاشقن منظورم یاس و محمده.
آنکس که می گفت دوستم دارد
عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت
صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم
میگوید: دوستت دارم
وقتی كه حادثه خوابيد بر روی گورم بنويسيد : جنگجوی عاشقی كه نجنگيد اما شكست...
××××
اینم خانوم خانوما نسرین خانومه.
يادم باشد ...... يادم باشد كه روز و روزگار خوش است ....وتنها دل ما دل نيست....يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر و جواب....دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم....يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم....و براي سياهي ها نور بپاشم....يادم باشد از چشمه.....درسِِ خروش بگيرم.....و از آسمان درسِ پـاك زيستن.........يادم باشد سنگ خيلي تنهاست... يادم باشد........بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند ..... يادم باشد
چه خوب مي شد كه در زندگي همه با هم مهربون و يك دل بوديم. چه خوب مي شد گذشت رو ياد مي گرفتيم و به جاي كينه و دشمني تا جايي كه در توان داشتيم به همديگه محبت مي كرديم. اون وقت مي ديديم كه زندگي چه قدر شيرين مي شود ولي افسوس كه گذشت كردن برامون خيلي سخت شده ، و محبت كردن از يادمون رفته .
کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از ﭘروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی است از زلال چشمهایش تر شویم
وقت ﭘائیز از هجوم دست باد کاش مثل ﭘونه ها ﭘرﭘر شویم
کاش دلتنگ شقایقها شویم با نگاه سرخشان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم با خدای یاسها خلوت کنیم
ما همه روزی از اینجا می رویم ،کاش این ﭘرواز را باور کنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق ، ردﭘای خویش را ﭘیدا کنیم
کاش با الهام از وجدان خویش یک گره از کار دلها وا کنیم
کاش رسم دوستی را ساده تر مهربانی تر آسمانی تر کن
این یکی برای داداش محسنه گل خودمه.
har vaght ghalbe kasiro shekasti ye mikh bezan tu divar age delesho dobare be dast avordi mikho az divar dar biyar vali heif ke jaye mikh ru divar mimune
واین یکی که اخریش باشه حانا یا همون رز خودمونه
فاصله یک خط تیره درنگاه من وتوست
غربت کوچه خلوت که پناه من وتوست
به فلک بستند پایم تافراموشت کنم
آری،گویاعاشقی هم دلبخواه من وتوست
آسمان هم ازغم مابس پریشان حالی است
گریه شبهای ابری،مال آه من وتوست
یوسف زیبای من هم آنقدرها پاک نیست
باگناه عاشقی این خانه چاه من وتوست
می دهد نورامیدی به تپش های دلم
آن کسی که تاهمیشه جان ماه من وتوست
********************************
دلخوشی آسمان ،همین ستاره هستند
وتنهادلخوشی من ،شعرهایم
.بیا تاجام زندگی راجرعه جرعه بنوشیم
وبایک سلام ،پرسش گلهاراپاسخ دهیم.
منم عاشق،منم آفتاب خیالی تو
روی بالهای دریاراه می روم
وباقلبی پرازدرد به سویت می آیم.
وهنگامی که درچشمانت زل می زنم
بجزشرمندگی چیزی نمی بینم.
ای شکوفه جانم، بادلم چه کردی که چنین آواره شد! http://www.barooneashk.mihanblog.com http://www.roz27.persianblog.com
خوب حالا رسیدیم به مژدهای که قرار بود بدم بچه ها قرار شده منگول ۲ سال تو یخ بمونه منم خوب غذا بخورم تا با هم همسن بشیم بدش عروسی کنیم.اوناییم که اسموشون نبود خیلی خیلی ببخشن خصوصا آق سعید (پرندهی منزوی)
HAPPY NEW YEARS MY LOVE
سلام دوست جونای گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه .راستی ساله نوتون جدید باشه.
منو ببخشید که خیلی منتظرتون گذاشتم وآپ نکردم.دلیلش این بود که عید بود و من رفتم
مسافرت لب تابمم همرام نبود خلاصه کلی بگم که کامپیوتر در دسترس نبود تا بتونم آپ
کنم ولی اوزش امروز اومدم عشقولا نرو آپ کنم و دوباره به شما گلا سر بزنم ولی مطلب
یا شعر قشنگی ندارم که بنویسم و می خوام چنتا sms براتون بنویسم و شایدم چنتا شعر
از شعرای خودتونو براتون بنویسم....
من می خواستم یه قسمت درست کنم برای دوست یابی ولی متاسفانه بلد نیستم تنها کاری
که من میتونم انجام بدم اینه که از شما خواهش کنم که مشخصاتتونو تو قسمت نظر خواهی
بنویسید واگر با یاهو سرو کار دارید id یاهوتونو هم بنویسید.
ببخشید که دیره ولی
سال نو همتون مبارک باشه و هر آرزویی که داریدبراورده بشه و دعا کنید که منم کنکور قبول بشم.
اگه کاری داشتید اینiceboys4_2005 آیدی منه آف بزارید خوشحال میشم.
yeK NasiHaT : MoVazeBe KhoDeT Bash ,Yek KHaHesh : Aslan Avaz NaSho ,Yek Arezoo : FaraMoSham NaKon ,YeK DorooGh : Toro DoosT NaDaraM ,YeK HaGhiGhaT : DeLam BaraT TanG ShoDe ,Va YeK Roya : To ro DaSHTan
!!!
خصوصيت آقايون. خوشگل تر از خودشون نميتونن ببينن. 2. هر روزي كه باهاشون اشنا شي 3 روز بعد به طور اتفاقي تولدشونه. 3. دوست ندارن دم ويتريناي مغازه ها وايسن كه دوست دخترشون از چيزي خوشش بياد مجبور شن پولاشونو خرج كنن. 4. روز تولد دوست دختراشون يا مسافرتن يا ماموريت. 5. هر وقت دير ميكنن به جون مامانشون تو ترافيك بودن. 6. اگه راجع به سربازي يا دانشگاه ازشون بپرسي تب 40 درجه ميكنن. 7. همشون دوست دختر ندارن چون
گر ميداني در اين جهان کسي هست که با ديدنش، رنگ رخسارت تغيير ميکند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد، مهم نيست که او مال تو باشد، مهم اين است که فقط باشد، زندگي کند، لذّت ببرد و نفس بکشد
گر دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم مي گذرد اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش مي كردم تا محلول با محبت شود اگر دبير ديني بودم مي دانستم كه بعد از خدا تو را مي پرستم اگر دبير جغرافي بودم مي دانستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم تو است و اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني مي گفتم عاشقتم
(
man age kasi ro dashtam ..... dige dar be dar naboodam ..... ba ghamo ghorbato andooh dige hamsafar naboodam..... age zakhm nakhorde boodam to ro bavar nemikardam..... tooye in hesare por dard ba ghamet sar nemikardam.....omriye shab zade boodam poshte gerye sedat kardam.....az pase ayeneye ashk ta hamishe negat kardam.....darde eshgh manaye marge hasrate paeiizo barge..... ghesseye eshgho haghighat ghesseye golo tagarge .....akhe dardam darde to bood..... darde door az mano ma bood..... shekle tanhaeio ghorbat sarneveshte adama bood.....ba cheshat donya ro didam hatta man farda ro didam ..... toye ghalbe ghatre boodam ba to man darya ro didam ba to man darya ro didam )
ey yar begomanam ke mara dost nadari / az eshghe to hargez nakonam garyeoo zari / agar rozi beri yari begiri /elahi tab koni fardash bemiri/ elahi sorkhako oryon begiri/tabe malto feshare khon begiri/ agar bordi ze inha jane salem/ elahi darde bi darmoon begiri/ elahi to bemiri man bemoonam/ sare ghabret biyam ghoran bekhonam
اینم
sms هایی که قولشو داده بودم:
شباهت پسر ها با ماشین لباسشویی
:هر دوشون همیشه تو کفن
می دونی شباهت دوست پسر و دوست دختر با انر
ژی هسته ای چیه:هر دو تاش حق مسلم ماست
chan ta adam taneshoon mikhare:1.oonayi ke hamoom nemiran2.oonayi ke cheshmak mizanan vali shomare nemidan3.oonayi keshomare migiran vali zang nemizanand4.oonayi ke smsato vase khodet mifrestand
وقتي از دنيا دلت ميگيره وقتي كه از صبح تا شب جلوي اينه ميشيني و فقط به عكسش زل ميزني فقط به اين فكر باش : انرژي هسته اي حق مسلم ماست
می دونی
love ینی چی؟L یعنی لایق عشق بودن.Oیعنی امیدوار بودن.Vیعنی وفادار بودن.Eیعنی انرژی هسته ای حق مسلم ماست.
اول بوسم کن .بعد لختم کن . بعد بخوابونم روی تخت . بعد پاهامو ببر بالا . حالا کهنمو عوض کن (نینی)
یه روز می میری .به خاک سپرده میشی . بعد یه علف می شی و یه گاو تو رو می خوره و تو رو می رینه و گوه میشی و من به تو نگاه می کنم میگم
هیچ عوض نشدی.
خطر اگر این
SMS و بخونی ویروس وارده مغزت میشهLOAD
.....10
%30
%50
%90
% ERROR!مغزی پیدا نشد.
به ترکه میگن عجب مملکت خر تو خریه تر که میگه:آره بابا من 3 بار رفتم سر بازی هیچ کس نفهمید.
پلیس اعلام کرد یه (جیگر)از قصابی دزدیدن نگرانت شدم یه زنگ به من بزن.
یه ترکه میاد ادعای پیغمبری می کنه بهش میگن تو که ادعای پیغمبری می کنی کتاب داری ؟میگه:من کتاب ندارم جزوه میدم.
اسمت را بر کوه نوشتم ریزش کرد روی آب نوشتم بخار شد. روی کاغذ نوشتم پاره شد . روی قلبم ...(برو بابا با این اسمت آخه اینم اسمه که تو
داری)
اگه فرهاد شیرین یادش بره . اگه مجنون لیلی یادش بره . اگه پرنده پرواز یادش بره .من هیچ وقت پول
SMSهایی که واست فرستادم یادمنمیره.
دو
دووو
دووووووو
دوووووووس
دوووووووست
دوووووووستا=6 تا
دیشب خواب عجیبی دیدم . داشتم رانندگی می کردم .
206 داشتم . نمی دونم چرا ولی عصابم خورد بوود . یه دفه دیدم تو وسط اوتوبانی . تا اومدمبجنبم با ماشین زدم بهت . اومدم پایین دیدم قرق خونی .ولی داشتی آهسته یه چیزی می گفتی . خوب گوش دادم داشتی می گفتی ((انرژی هسته ای
حق مسلم ماست))
از رشتیه می پرسن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه ؟می گه انرژی هسته ای در حکم ناموس ماست استفادهی صلح آمیز از اون حق مسلم تمام
بشریته.
من امروز از کمبود
sms رنج می برم هم اکنون نیازمنده یاریه سبزتان هستم(کمیته ی امداد مبارزه با کمبود sms)
@#$%^&*)((¬¬¬///***××××KK
ای کتیبه ی داریوش اول است که اخیرا در تخت جمشید پیدا شده است ترجمهی آن((انرژی هسته ای حقمسلم ماست))
این خر . بهترین خر . شکل خر . سر خر . کار خر . گذاشتن خر . یه خر . بچه خر . پرروهه خر .((حالا خرارو حذف کن))
در سته که عیده همه جا سبزو خرم همه خوشحالنو بهم تبریک میگن بازم دلیل نمیشه که از این مساله بگذریم که ((انرژی هسته ای هسته ای حق
مسلم ماست))
به آمریکا می گن چی شد که رفتی عراق؟میگه:امام حسین طلبید. میگن کی از عراق میاین بیرون؟میگه:هر وقت امام رضا به طلبه
عید نزدیکه تو خونه تکونیه دلتون منو بیرون نندازین
من دارم دو شنبه شب میرم فکر نکنم دیگه ببینمت منو فرا موش کن و منو به خاطره تمام بدی هام ببخش. ((از طرف سال 84))
ها اگه وگف تی ای عکس کی بید؟
ویا پایین سر کا نبیدی.
نوفهمیدی؟
تو هی چی نوفهمی خو ای عکس خورزو خوان بید.
اونا که روي دلا نور ابي مي پاشن
اونا که واسه خوبي هميشه در تلاشن
اونا که قفل ها رو خوب باز مي کنن با احساس
اونا که عاشق مي شن با ديدن گل ياس
فرشته عشق شدن
ساکن بهشت شدن
اونا که روي موج ها تلاطم غرورن
اونا که تا هميشه باز چشمه هاي نورن
اونا که با تيرگي مي سازن و راضين
اونا که به دنبال حس بي نيازين
فرشته عشق شدن
ساکن بهشت شدن
اونا که طرح عشق ديدن لاي بنفشه
اونا که نگاهشون هميشه مي درخشه
اونا که ميون خواب چيدن گل اطلسي
اونا که اميد مي دن واسه همه هر کسي
فرشته عشق شدن
ساکن بهشت شدن
این شعر واسه دوسته گلم ارمیتا صبوری .ببخشید که ازت اجازه نگرفتم و از خودم دزدی در وکردم چون مطلبی نداشتم در ظمن بخاطر این که
شعرتم خیلی قشنگ بود و من خیلی خوشم اومد.خلاصه منو ببخش.OK?
اگه تو منو تحويل نمي گيري:من صندق پستي همه نامه هاتم رفيق
اگه تو براي من چيزي نمي نويسي
:من يه دوجينخودكار روان نويستم رفيق
اگه تو نمي خواي مارو ببيني خيالي نيست
:ولي منواسه ديدنت ثانيه هارو مي شمرم رفيق
اگه تو هيچ حرفي نداري كه واسه ما بزني
:ولي ما ميگيم دمت گرم حرف نداري رفيق
اگه تو يه لحظه پيش ما واي نميستي
:ولي ما خيليوقته كه چهار چرخ پنچرتيم رفيق
اگه تو نمي گي دوست دارم
:من mail box همه lovemail هاتم رفيق
اگه تو هركسي و راه ميدي بجز ما
:ولي ما يه ورودممنوع زديم واسه همه بجز تو رفيق
اگه تو صبح تا شب با اين و اون گپ مي زني و حال مي
كني
:ولي ما شب تا صبح بي تو ياد تو رو خيال ميكنيم رفيق
اگه تو حوصله گوش دادن حرفامو نداري
: من تنهايي دهكرتيم رفيق
اگه تو مارو به خونت راه نمي دي
: ما براي توهميشهچراغ سبزيم رفيق
*فكر نكن مي خوام اداي اين بچهاي خيابون پشتيا رو در
بيارم ومثلابگم:
املت بپز" من تخم مرغتم.زير پاتو نگاه كن من نمره
كفشتم.اشغال زير پات هستم.فرچه واكس كفشت
هستم و از اين جور حرفا
.عمرا
باوركن در به در تو هستم رفيق
ما خيلي وقته كه مچاله تو هستيم رفيق
خرابتم رفيق
سلام دوستاي گلم.اميدوارم كه خوب باشين .مي خواستم كه وبمو آپ كنم گفتم چنتا متن خارجكي بنويسم .اميدوارم كه خوشتون بياد.اگه از چيزه ديگه اي هم خوشتون مياد بگيد تو وبم بنويسم خوشحال ميشم.
love is on thing taht sfill stands when allelse has fallen
زماني كه همه چيز افتاده عشق تنها چيزي است كه پا بر جا مي ماند.love is on angel diyusied as lust...
سوئديعشق فرشته اي است در لباس هوس.
love is a afraid of losing you.
ايتالياييعشق يني ترس از دست دادن تو.
life is the same as ice creame enjoy it befor it melts.
زندگي مثل بستني است از ان لذت ببر قبل از ان كه ذوب شود.
***************
i love you
به زبانهاي ديگه.Ti amo ti volglio
ايتالياييIch liebe dich
آلماني***************
اينم يه شعر با حال براي بچه اولي ها.
ياد از ان روزي كه بودم اولي نازو طنازو عزيزو فلفلي
شاه خانه بودم و با داد و دود هر چه را مي خواستم اماده بود
واي از ان روزي كه امد دومي نق نقووبد ادا وقم قمي
من وزير گشتم وافتادم ز جا دومي در جاي من گرديد شاه
تا به خود امدم و خود داري كنم سومي آمدو او شد خواهرم
دختري زيبا و خوشرو مثل ماه من و داداشم كشيديم سوزو آه
جاي سبزي و نشاط و خرمي سر رسيد از گرد راه چهارمي
ديگر آن خانه برايم تنگ شد سبزي و گل در نگاهم سنگ شد
داشتم مي كردم عادت نا گهان پنجمي هم پا نهاد در اين جهان
بهر سوختن پنج تن كافي نبود ششمي هيزم شد و ما مثل دود
ناصر و منصورو شهنازو شهين احمدو فرهاد ؤ هفتم شد مهين
خانه مان گرديد درهم بر همي سه قلو شد هشتمي و نهمي و دهمي
اي امان و واي امان و واي امان اي امان از دست بابا و مامان
مادرم شد بار ديگر حامله اين كه آمد تيم فوتبال كامله
ناصرو منصورو شهناز و شهين احمدو فرهاد و عباسو مهين
علي مردان گل و معصومه جان اخري هم ميشود دروازه بان
سالها بود كه ميكردم تو را
همه شب تا به سحرگاه دعا
يادت هست كه به من ميدادي
درس آزادگي ومهرووفا
همه كردند تورا پس چه سبب من نكنم
وصف رخ همچون گل زيباي تورا
عاقبت تا به ته دسته فرو خواهم كرد
نوك خنجربه گلوگاه خود از خصم تگاه
تو اگر خم نشوي تو نرود
قد رعناي تو از اين درگاه
***************
كاش قلبم درد پنهاني نداشت
كاش قلبم روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمودوقرباني نداشت
***************
روزي توانستي اگر مثل من
قلبت را زير پاي باران ببيني
كه ديگر هيچگاه نفس نمي كشد
و هنوز با لبخندي آشنا
ديگران را به سلامت مهمان كني
ان روز سرا پا مرا يافته اي
و مي تواني بهانه ي تنهايت را ببافي
***************
روزهاي رفته را در دفترم خط مي زنم
روي باقي مانده ي درد سرم خط مي زنم
بعد ميگردم پيان جمله ي آسان سخت
روي خط:((از همه عاشق ترم))خط ميزنم
چه خيالاتي كه مي چرخيده عمري در سرم
((من بدون بال و پر هم!))-خط ميزنم
چشمهاي خنده رويي آفتابي مي شوند
از سر لج روي شعر آخرم خط ميزنم
دست آخر دفتري خط خورده مانده-مثل من-
نام پشت جلد را در خاطرم خط ميزنم...

كاش قلبم روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمودوقرباني نداشت
اگه دوباره داشتمت روی چشام می ذاشتمت تو رو یه گل می کردم و تو باغچمون می کاشتمت
اگه دوباره داشتمت خط می کشیدم رو همه آخه مثه چشای تو کله این دنیا کمه
اگه دوباره داشتمت مجنونه مجنون میشدم برای هر نگاه تو کلی پریشون میشدم
اگه دوباره داشتمت دستاتو دستبند میزدم تا باز تو رو گم نکنم به چشمات چشمبند میزدم
اگه دوباره داشتمت هر روز برات زنگ می زدم تا بازم عاشقم بشی عشق و برات رنگ می زدم
اگه دوباره داشتمت بازم بهارت می شدم تا آخر زندگیمم عاشق و زارت می شدم
اگه دوباره داشتمت یه قصه ی خیالیه تو این جهنمه بزرگ عشقا همه پوشالیه
روزمهرورزی راجشن بگیرید,والنتاین نزدیک است
14 فوریه برابر با 25 بهمن
هر سال در ماه فوریه و در سذتاسر اروپا و امریکا, عشاق و دلدادگان به مناسبت روز خاصیموسوم به روز سنت والنتاین, شیرینی, گل و هدایای فراوانی نثار یکدیگر میکنند. آیا میدانید که این قدیس کیست و چرا مردم این روز را گرامی داشته و آن را جشن می گیرند.
والنتاین در لغت به معنای معشوق و محبوب است. این جشن به تازگی در میان جوانان ایرانی هم رواج پیدا کرده است. حتی پدر و مادران هم در این روز بهانه ای یافته اند تا عشقشان رابه یکدیگرابراز کنند.14 فوریه(25 بهمن ماه) روز خوبی است تا نگذاریم عشقمان کمرنگ شود و فرصتی است برای زنده کردن عشقهای قدیمی که شاید گردوغبار زمان آن را به دست فراموشی سپرده است.بیایید همگی در این روززیبابا دادن هدیه به کسانی که واقعا دوستشان داریم زندگی مان را سراسر عشق و مهرسازیم.
تاریخچه روز وا لنتاین
تاریخچه روز وا لنتاین- و الهه قدیس این روزخاص-در پرده ای از ابهام فرورفته است. تنها همین قدر می دانیمکه ماه فوریه از گذشته های دور, ماه مهرورزی و تحقق عشق بوده است. همچنین می دانیم که روز سنت وا لنتاین بقایایی مشترک از آیین رایج در میان مسیحیان و رومیان باستان است.
به راستی سنت وا لنتاین چه کسی بود و چه اتفاقاتی برایش افتاده که روز خاصی را در تاریخ به خود اختصاص داده است؟
امروزه کلیسای کاتولیک از سه قدیس یاد میکند که همگیوالنتاین نام دارند و هر سه نفر آنها شهید عشق و محبت هستند.یکی از افسانه ها حاکی از آن است که وا لنتاین که در قرن سوم میلادی و در روم باستان زندگی میکرده است, هنگامی که امپراتور کلادیوس دوم به این نتیجه می رسد که سربازان مجرد در مقایسه با سربازان متاهل باکفایت تر و قدرتمندتر هستند, ازدواج مردان جوان را غیر قانونی اعلام میکند تا بدین ترتیب بر تعداد سربازانش افزوده شود. وا لنتاین که این حکم را بسیار ناعادلانه میداند از فرمان کلادیوس سرپیچی میکند و مردان و زنان جوان را درخفا به عقد یکدیگر در می آورئ. هنگامی که کلادیوس از این عمل وا لنتاین آگاه می شود, وی را به مرگ محکوم میکند. عده ای دیگر میگویند که علت کشته شدن وا لنتاین تلاش وی برای فراری دادن آن عده از مسیحیانی بودکه در زندانهای روم اسیر بودند و به شدت مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار میگرفتند.
بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, وا لنتاین خودش اولین "هدیه وا لنتاین" را برای معشوقش می فرستد. می گویند هنگامی که وا لنتاین در بند بوده, دلداده دختر جوانی می شود که بنا به روایتی دختر زندانبان آن زندان بوده است. پیش ازمرگش, نامه ای برای آن دختر نوشته و در پایان چنین امضا میکند "وا لنتاین تو " و این عبارتی است که امروزه نیز در پایان برخی نامه ها به چشم میخورد. همانطور که گفته شد اگر چه حقیقت وجودی وا لنتاین در پرده ای از ابهام فرو رفته است, درتمامی افسانه ها شاهد هستیم که وا لنتاین پیکره و حقیقت نمادی از همدلی , دلسوزی و از همه مهمتر عشق است. بنابراین تعجبی ندارد که درسده میانه (یعنی همان قرون وسطی) وا لنتاین یکی از محبوبترین و معروفترین قدیسها در انگلستان و فرانسه بود. در حالی که عده ای اعتقاد دارندکه روز وا لنتاین را به مناسبت سالگرد مرگ وا لنتاین جشن میگیرند-که احتمالا حدود سال 270 بعد از میلاد اتفاق افتاده است- عده ای دیگر ادعا می کنند کلیسای مسیحیت از آن رو روز وا لنتاین را جشن می گیرند که به فستیوال شرک آمیزو کافرانه لوپرکالیا جنبه تقدس و دینی ببخشند. در روم باستان, فصل بهار رسما در ماه فوریه آغاز میشدو اعتقاد داشتند که ماه فوریه ماه تصفیه و پاک شدن از پلیدیها است. آنها خانه هایشان را کاملا تمیز میکردند. آنگاه نوعی گندم را به نمک می آمیختند و آن را در همه جای خانه می پاشیدند. فستیوال لوپرکالیاکه روز 15 فوریه آغاز میشد به فایُونوس , الهه زراعت در روم باستان و نیز به رمولوس و رموس- بنیانگذاران روم- اختصاص داشت. برای شروع فستیوال , اعضای لوپرسی که تعدادی از کشیشان رومی بودند, در دهانه یک غار مقدس گرد هم می آمدند. بنیانگذاران روم اعتقاد داشتند که آنها در این غار توسط یک گرگ ماده حمایت می شوند. آنگاهکشیشان رومی یک بز را به نیت حاصلخیزی و یک سگ را به نیت تزکیه قربانی می کردند. آنگاه پشم بز رامی چیدند, آنها را به خون خودش آغشته میکردند, به خیابانها می رفتند و پس از مالیدن پشم آغشته بهخون بز به صورت زنان به مزارع گندم رفته وآنجا رانیز غرق به خون میکردند. البته زنان از این عمل بسیار هراسان می شدند, با این همه اعتقاد داشتند که سال آینده برایشان سالی پرثمرونیکو خواهدشد.
همچنین بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, همه دختران مجرد شهرعصر همان روز اسامی شان را روی یک تکه کاغذ نوشته وآن را در یک بستو(گلدانی ویژه برای نگهداری وسایل گرانقدر) می ریختند. آنگاه هر کدام از پسران مجرد شهر یکی از آن اسامی را از داخل بستو در می آوردند و با صاحب آن نام آشنامی شدند. این کاراغلب به ازدواج می انجامید. پاپ اعظم گلاسیوس, نخستین بار در حدود 498پس از میلاد, روز 14 فوریه را روز سنت وا لنتاین قرارداد. بنابراین روش قرعه کشی رومیان برای انتخاب همسر ضدمذهب و غیرقانونی اعلام شد. بعدها,انگلیسی ها و فرانسویها درقرون وسطی بر این باور شدند که 14فوریه آغاز فصل جفت گیری پرندگان است و خود به رشد این رای منجر شد که روز وا لنتاین را باید جشن گرفته و گرامی بدارند. یکی از قدیمی ترین وشناخته شده ترین عشاق نامه های نوشته شده, شعری است که چارلز, دوک اورلیُان هنگام اسارتش دربرج لندن که به دنبال جنگ آگین کورت اتفاق افتاد به یاد همسرش می سراید. در قرن هفدهم در بریتانیای کبیر بود که روز وا لنتاین را در سرتاسر کشورجشن گرفتند. در اواسط قرن هجدهم, دوستان ودلدادگان از هر طبقه اجتماعی که بودند در این روز به یکدیگر هدایای کوچک یا نامه های عاشقانه می دادند. در پایان قرن هجدهم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان کارتهای چاپی جایگزین دست نوشته ها شدند. در آن زمان که مردم را از ابراز احساسات فراوان منع میکردند, کارت های از پیش آماده شده بهترین روش برای نشان دادن احساسات وعلایق یک فرد به شمار می رفت. همچنین هزینه بسیار نازل پست بهترین مشوق برای علاقه مندان به این سنت محبوب به شمار می رفت. در سال های بین 1700 تا 1710 بود که امریکایی ها نیز به جرگه برگزارکنندگان روز وا لنتاین پیوستند. بر اساس گزارشات آماری, ارسال بیش ازیک میلیارد کارت وا لنتاین باعث شده است کخ این روز به عنوان دومین روز در تمام سال باشد که طی آن بیشترین تعداد کارت تبریک ردو بدل می شود(تعداد کارت های ارسال شده برای گرامی داشت کریسمس 6/2 میلیارد برآورد شده است). تقریبا 85 درصد هدایای
وا لنتاین توسط زنان خریداری می شود. علاوه بر ایالات متحده,در کشورهای کانادا, مکزیک, انگلستان, فرانسه و استرالیا نیز روز وا لنتاین را جشن می گیرند
























عشق.يعني با غم الفت داشتن
سوختن.با درد نسبت داشتن
عشق يعني مثل ايينه شدن
راستگو بودن.صداقت داشتن
عشق.يعنيمعني دريا شدن
يعني از مرداب نفرت داشتن
عشق.يعني دوستي با لاله ها
با شقايق ها محبت داشتن
عشق.يعني دلي پشت پرچين قناعت داشتن
عشق.يعني شهامت داشتن
عشق.يعني بوسه بر لب هاي تيغ
عاشقي.يعني شهامت داشتن
عشق.در يك جمله.يعني انتظار
انتظار روز رجعت داشتن
عشق يعني...............
عشق.يعني مهر و ناز دلبري
عشق.يعني آفتاب ديگري
عشق.يعني هديه اي از آسمان
عشق.يعني رحمتي بر عاشقان
عشق.يعني دختري از جنس ماه
عشق.يهني چشمه اي.در بين راه
عشق.شايد دختري باشد صبور
عشوه گر.شورآفرين و پر غرور
عشق.يهني پيچش نيلوفري
عشق.يعني سايبان بهتري
عشق.يعني ناله اي از عمق دل
عشق.يعني دلبري خوش آب و گل
عشق.يعني برگ گل بر ديدگان
عشق بازي با گل و پروانگان
عشق.سخت وآهنين.مانند سنگ
عشق.در گوشم زند همواره زنگ
عشق.يعني قاصدك.همراه باد
رقص شيريني كه پايانش مباد
عشق.از هر آرزويي برتر است
عشق.در چشمان من نيلوفر است
عشق.يعني نور حق بر جان و تن
عشق.يعني سرور و سامان من
عشق.يعنيهديه از سوي خدا
هديه اي زيبا و بر هر كس روا
عشق پرتاب گلي از سوي دوست
هر كجا باشد.دلم همراه اوست
عشق............

اين برگه که از درخت خسته مي شه پاييز فقط بهانه است

